سفارش تبلیغ
صبا

محتوای آموزشی مختلف

صفحه خانگی پارسی یار درباره

میدونی سیگار با تو چی کار میکنه؟

بر خلاف تصور بسیاری، در بین ضررهای سیگار برای بدن تفاوت اندکی بین انواع مختلف مصرف تنباکو وجود دارد. بنابراین فرقی نمی کند شما سیگار دود می کنید یا قلیان یا از ویپ استفاده می کنید. در دود کردن تمامی این محصولات مواد مضر مانند استون، تار، نیکوتین و مونوکسید کربن وجود دارد. طبق تحقیقات موجود سیگار دارای حدود 600 ماده تشکیل دهنده است که بسیاری از آنها در سیگار برگ، قلیان و ویپ هم یافت می شوند.

 

این مواد نه تنها به ریه ها و سیستم تنفسی آسیب های جدی وارد می کنند بلکه تمامی بدن و حتی اراده و شخصیت شما را تهدید کرده و تغییر می دهند. برخی از این آسیب ها بلافاصله و برخی در طولانی مدت روی بدن و ذهن تاثیر می گذارند.

 

با هر پُک سیگار، دود آن بیش از 5000 ماده شیمیایی را با بافت‌های بدنمان مورد تماس قرار می‌دهد. بسیاری از این مواد شیمیایی سمی بوده و ارتباط مستقیم حداقل 69 عدد از آنها با انواع سرطان کاملا اثبات شده است.

علاوه بر این فرد سیگاری نه تنها به خود آسیب می زند بلکه تاثیر سیگار برای اطرافیان خود و سلامتی آنها را نیز منجر می شود. عاملی که به آن تاثیرات سیگار یا دود غیر مستقیم نیز گفته می شود. این نوع آسیب های اجتماعی به همراه آسیب های شخصیتی می تواند از در شمار ضررهای سیگار در جامعه قرار بگیرد.

 

سیستم عصبی

 

یکی از معروف ترین مواد تشکیل دهنده تنباکو، نیکوتین است. در مدت 10 ثانیه، جریان خون نیکوتین را به مغز می‌رساند که باعث رهاسازی دوپامین و سایر انتقال‌دهنده‌های عصبی شامل اندورفین‌ها می‌شود که احساس لذت و اعتیاد آور بودن سیگار کشیدن را به‌وجود می‌آورند.

 

علاوه بر این، ضررهای سیگار برای بدن و مغز در اثر همین عادت ناسالم، برای پوشش دهی میزان بسیار نیکوتینی که وارد بدن می شود، تعداد دریافت کننده های نیکوتین را افزایش می دهد و آستانه تحمل آن را نیز به صورت فیزیکی از طریق ترشح هورمون ها و به صورت ذهنی از طریق ناخودآگاه بیشتر می کند.

 

در نتیجه زمانی که نیکوتین به میزان مشخص شده به بدن نمی رسد، فرد احساس استرس، افسردگی، عصبی شدن، سردرد و بی خوابی می کند که این نیز به باور غلط آرامش بخشی و لذت کشیدن سیگار دامن می زند.

 

دستگاه تنفس

 

با گذشت زمان، دود سیگار به انتهای عصبی در بینی صدمه زده که باعث از بین رفتن بویایی می‌گردد. علاوه بر آن افزایش میزان سرفه، سرماخوردگی، تنفس سخت و آسم تنها یک شروع تلخ از جریان آسیب های متعدد به این سیستم حیاتی بدن است.

 

درون راه‌های‌هوایی و شش‌ها، دود سیگار احتمال التهاب و عفونت را در کنار بیماری‌های مزمن همچون برونشیت و آمفیزم، و همینطور سرطان ریه افزایش می‌دهد. این کار را با صدمه زدن به سیلیا، که ساختار‌هایی مو مانند به منظور پاک نگه داشتن هوا دارند، انجام می‌دهد. جای تاسف است که از هر 10 مرگ در اثر سرطان ریه، 8 عدد آنها به دلیل مستقیم سیگار کشیدن بوده است.

 

این دود بعداً کیسه هوایی که کیسه‌های کوچکی به منظور تبادل اکسیژن و دی‌اکسید کربن مابین خون و شش‌ها هستند یا نایژه ها را پر می‌کند و به آنها آسیب میزند. هرگاه یکی از نایژه ها از بین بروند دیگر رشد نمی کنند پس بخش از ریه کاملا از بین میرود که در نهایت باعث بیماری آمفزیم می گردد. یک گاز سمی به‌نام کربن مونوکسید از آن غشا به درون خون عبور می‌کند و به هموگلوبین می‌پیوندد و جای اکسیژن که باید به سراسر بدن منتقل می‌شد را می‌گیرد. این یکی از دلایلی است که سیگار کشیدن می‌تواند موجب محرومیت از اکسیژن و تنگی نفس گردد.

 

 

قلب و عروق

 

متاسفانه سیگار کشیدن سیستم قلبی – عروقی اطرافیان فرد سیگاری که تحت دود غیر مسقیم قرار می گیرد را نیز به همان اندازه فرد سیگاری تهدید می کند. این تاثیر سیگار روی اطرافیان ، ریسک های سکته، حمله قلبی و انواع بیماری های قلبی – عروقی در آنها را نیز افزایش میدهد.

سیگار کشیدن به تمامی سیستم قلبی – عروقی آسیب های جدی وارد می کند. نیکوتین و سایر مواد شیمیایی درون سیگار باعث تنگی رگ‌های خونی و آسیب زدن به پوشش ظریف لایه درون رگی می‌شوند که محدود شدن جریان و افزایش فشار خون را به همراه دارد. این عوامل باعث ضخیم شدن دیواره رگ‌های خونی و افزایش چسبندگی پلاکت خونی می‌شوند که به نوبه خود احتمال شکل‌گیری لخته و ایجاد حملات قلبی و سکته مغزی را تا دو برابر افزایش می دهد.

 

 

پوست

 

از دیگر ضررهای سیگار برای بدن ما، اثرات و تغییرات ظاهری و پوستی معمولا نسبت به دیگر آسیب ها بیشتر در معرض دید قرار دارند. مواد مضر موجود در سیگار ساختار پوست بدن را تغییر می دهند. در این راستا تحقیقات مختلف رابطه سیگار کشیدن و افزایش احتمال ابتلا به سرطان پوست را تایید می کنند.

 

ناخن های دست و پا نیز از اثرات مخرب سیگار در امان نبوده و بیشتر دچار انواع عفونت های قارچی می گردند. موها نیز در اثر کمبود اکسیژن دریافتی و تضعیف ریشه، همینطور تغییر در روند رشد، با شدت بیشتری سفید می شوند، ریزش می کنند و به سمت کچلی می گرایند.

 

علاوه بر این، کاهش میزان اکسیژن رسیده به پوست باعث افزایش سرعت پیر شدن و از شادابی افتادن آن می گردد. سیگار کشیدن احتمال دچار شدن به انواع چروکیدگی پوست بالخص در ناحیه چشم ها و دهان را سه برابر می کند، گونه ها را کوچک و خالی کرده و باعث داشتن چهره ای بیش از حد لاغر می شود.

 

استخوان ها و ماهیچه ها

 

سیگار کشیدن استخوان ها را ضعیف و شکننده می کند زیرا مواد مضر موجود در سیگار، سیکل طبیعی سلامتی استخوان ها را بهم می ریزند. در این شرایط توانایی بدن برای تولید بافت استخوانی سالم و جدید کاهش و فرآیند شکست بافت های استخوانی موجود نیز افزایش میابد. در طول زمان استخوان ها نازک تر و چگالی استخوانی داخل ?نها کاهش میابد. در مقایسه با افراد سالم، افراد سیگاری در ریسک بالاتری از شکست های استخوانی قرار دارند و استخوان های شکسته زمان بیشتری نیاز دارند تا بهبود بیابند.

 

ماهیچه ها نیز مانند بسیاری از ارگان های دیگر بدن ما در اثر کمبود دریافت مواد مغذی و اکسیژن مورد نیاز خود به دلیل مشکلات عروقی و فشار خون بالا، صدمه می بینند

 

سیستم گوارشی

 

سیگار کشیدن همچنین آستانه انسولین را بالا می برد و باعث ایجاد مقاومت در برابر انسولین می گردد. مقاومت انسولین در اثر سیگار باعث افزایش ریسک ابتلا به دیابت نوع 2 نسبت به افرادی که سیگار نمی کشند می شود. سیگار کشیدن در طول بیماری دیابت، درمان و کنترل آن را به شدت سخت می کند.

 

علاوه بر پوسیدگی به دلیل تاثیرات مخرب ماده سیاه رنگ قطران روی سطوح و مینای دندان، بوی بد دهان، از دست دادن حس چشایی و بیماری های لثه، سیگار کشیدن احتمال ابتلا به انواع سرطان دهان، گلو، حنجره و مری را به شدت افزایش می دهد. تحقیقات نشان داده است که بیش از 93% سرطان های حنجره با سیگار کشیدن کاملا مرتبط است.

 

سیگار به کلیه ها نیز رحم نمی کند و یک عامل افزایش ریسک ابتلا به سرطان کلیه ها می باشد. مطالعات نشان داده است که نسبت به یک فرد سالم، احتمال ابتلا به سرطان کلیه در فردی که روزی 10 عدد سیگار می کشد 1.5 برابر و فردی که 20 سیگار می کشد 2 برابر بیشتر است.

 

توانایی تولید مثل

از دیگر آسیب های وارده به دستگاه تولید مثل مردانه می توان به آسیب های وارده به اسپرم، کاهش تعداد آنها و افزایش احتمال ابتلا به سرطان بیضه اشاره نمود.

 

 

کاهش رسیدن جریان خون به آلت تناسلی به دلیل تاثیر سیگار روی بدن و سیستم عروقی، در مردان باعث مشکلات کارایی ضعیف و ناتوانی جنسی، و در زنان عدم لذت جنسی و دردهای ناشی از عدم ترشح مایعات تناسلی در هنگام مقاربت می گردد. کاهش هورمون های جنسی و در نتیجه کاهش میل جنسی از دیگر ضررهای سیگار برای بدن می باشد.

 

 

در زنان، مشکلات نازایی به شدت افزایش می یابد و قابلیت باروری در زنانی که سیگار می کشند نسبت به زنان سالم 30% کاهش می یابد. سیگار کشیدن در طول دوران بارداری می تواند احتمال سقط جنین، تولد زودرس و مرده زایی را تا 25% افزایش دهد. همچنین احتمال ابتلا به سرطان رحم به دلیل ناتوانی بدن در دفع عفونت های مختلف افزایش می یابد.

 

سیستم ایمنی

 

افراد سیگاری ریسک بالاتری در ابتلا به بیماری های خود ایمنی مانند روماتیسم مفصلی (یکی از شایع تری بیماری های التهابی سیستمیک مفاصل) و تصلب بافت چندگانه یا همان MS (که بخش های مختلفی از سیستم عصبی را مختل می کند) را تحمل می کنند.

 

تعداد سلولهای گلبول سفید در خون در فردی که سیگار می کشد همواره بالاست. ارتباط میزان بالای این گلبول های سفید در خون به مدت زیاد با افزایش احتمال به انواع حملات قلبی، سکته و سرطان نیز اثبات شده است. به‌علاوه، موادی چون آرسنیک و نیکل می‌تواند باعث اختلال در عملکرد ترمیم DNA شود، در نتیجه قابلیت مبارزه بدن‌مان با اغلب سرطان‌ها را زیر سوال می‌برد.

 

سیگار کشیدن با افزایش تعداد گلبول های سفید در خون، سیستم ایمنی بدن را نیز ضعیف می کند زیرا این سربازان بدن به صورت مدام در جنگ با انواع التهاب ها و آسیب هایی هستند که از طریق سیگار کشیدن به بدن وارد شده است. آنها توانایی خود در مبارزه با دیگر بیماری های و اجسام خارجی که سلامتی بدن را تهدید می کنند را از دست می دهند.

 

منبع: ضررهای سیگار برای بدنوبسایت ایران محتوا

 


راز کچلی انسان

چالز داروین، مایکل جردن، و یودا (شخصیت فیلم های جنگ ستارگان( چه چیزی را مشترک دارند؟

آنها مانند خیلی از افراد تاریخی یا خیالی، و در برخی موارد با انتخاب خودشان، کچل یا طاس هستند.

 

برای قرن‌ها، این گنبد درخشان بالای چشم های انسان، نماد هوش بوده است،

اما با وجود این، خیلی از افراد طاس هنوز آرزو دارند که موهایشان برگردد.

دانشمندان مدت‌های طولانی در این مورد اندیشیده‌اند، « چرا برخی از مردم موهایشان را از دست می‌دهند، و چگونه می‌توان آنها را برگرداند؟»

تعداد موهای کامل سر ما حدود 100?000 تا 150?000 هست، و دانشمندان در مورد انبوهی آن، دو چیز کشف کرده‌اند.

نخست، جوانه موی که ما می‌بینیم، بیشتر از کراتین ساخته شده است. پروتئین باقی مانده از سلول‌های مرده که بعنوان سلول‌های نو از پایین آنها به بالا رشد می‌کنند.

دوم، ساختار محرک رشد مو فولیکولهای مو خوانده می‌شود. شبکه‌ای از ارگانهای پیچیده که قبل از تولدمان تشکیل می‌شوند، و رشد مو سیکل همیشگی است.

این چرخه سه مرحله دارد.

اولی مرحله رشد، آنژن هست،

که تا 90درصد از فولیکول‌های مو که در حال حاضر دارید. باعث می‌شوند موهای شما با نرخ یک سانتیمتر در ماه رشد کند.

آنژن، بستگی به ژن ?شما می‌تواند برای دو تا هفت سال باقی باند.

بعد از این دوره مولد، سیگنالهای داخل پوست به برخی از فولیکول به ورود به مرحله جدیدی شناخته شده به عنوان کاتاژن،

یا مرحله رگرسیون یا برگشت به عقب است، که باعث می‌شود فولیکول‌های مو به به کسری از طول اولیه شان کوچک شوند.

عمر کاتاژن دو تا سه هفته است. و این تامین خون را در فولیکول قطع می‌کند، و یک دسته مو را می‌سازد، بدین معنا که آماده ریختن هست.

آخر سر، موها وارد مرحله تلوژن می‌شوند، که مرحله استراحت هست و مدت 10 تا 12 هفته طول می‌کشد. حدود 5 تا 15 درصد از فولیکول‌های پوست سرشما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

در طول تلوژن، تا 200 تار مو می‌تواند در روز بریزد که کاملا طبیعی هست.

سپس، چرخه رشد موهای نو شروع می‌شود اما همه سر مودار نیست. در واقع، رشد برخی از آنها در واکنش به تغییرات بدن در طول زمان به طور فزاینده تکه تکه می‌شوند.

چرا مو های ما می ریزد؟ عوامل موثر در ریزش

1- ژنتیک

این نوع کچلی بسیار قابل پیش بینی بوده و شما مراحل ریزش مو ( مثل مقیاس نوروود ) را تجربه خواهید کرد

2- شرایط هرمونی بدن

عوامل زیادی در این زمینه می توانند باعث ریزش قسمتی یا کل مو به صورت موقتی یا دائمی شوند. یکی از این عوامل ریزش مو سر می تواند حاملگی یا مشکلات قده تیرویید باشد.

این عوامل ریزش مو سر میتواند به صورت موقتی بوده و بعد از بهبود وضعیت پزشکی ، ریزش مو در طی ماه های بعدش کمتر خواهد شد و یا موهای ریخته دوباره رشد خواهند کرد.

3- احساس هایی مثل استرس

یکی از عوامل ریزش مو سر که می تواند برگشت ناپذیر هم باشد، استرس مستمر و طولانی مدت است.

4- استایل بیش از حد مو

گِلت کردن، دم اسبی و حالت هایی که مو های را سفت می کِشد و یا به هم گره میزند می تواند باعث کنده شدن و کم پشت شدن مو سر در مردان و زنان شود.

5- سن هم خیلی مهمه

یکی از عوامل اصلی ریزش مو سر مردان و زنان ، با بالا رفتن سن می باشد و به صورت طبیعی مو انسان کم می شود.

6- وزن شدید کم کردن

کم شدن شدید وزن در کوتاهی مدت می تواند یکی از عوامل ریزش مو سر به صورت موقتی باشد. با تعادل مجدد وزنی بعد از گذشت چندین ماه، ریزش مو به صورت طبیعی باز خواهد گشت.

7- بیماری های با درمان طولانی مدت مثل دیابت

بیماری های عمری یا درمان های طولانی مدت ، می تواند ریزش مو را به سمت دائمی شدن سوق دهد.

8- کشیدن خاراندن مو

یکی از عوامل کم پشت شدن مو سر به طور اصطلاح همون "ور رفتن با مو" می باشد. دست بردن مکرر و کشیدن مو باعث کنده شدن و کم پشت شدن مو سر می گردد.

9- سیگار کشیدن

تحقیقات نشان داده رابطه مستقیمی بین سیگار کشیدن و ریزش مو سر در مردان وجود دارد. قلیان نیز مانند سیگار دارای نیکوتین و تعداد بیشماری سموم مضر برای بدن انسان می باشد.

استفاده طولانی مدت از دخانیات باعث ریزش مو دائمی نیز خواهد شد.

10- اشعه خورشید

تحقیقات نشان داده که اشعه فرابنفش می تواند باعث ریزش مو به صورت موقتی شود.

11- سرطان داشتن و شیمی درمانی

بیمارانی که در مرحله شیمی درمانی یا پرتو درمانی هستند به صورت موقتی کچلی و ریزش شدید مو را تجربه می کنند.

12- باور درون وجودت

به این معنی که هر چه شما امید خود را برای داشتن مو های پر پشت و سالم از دست بدهید ریزش مو شما هم شدید تر خواهد شد.

 

منبع: عوامل ریزش مو سر - وبسایت ایران محتوا

 


چطوری از زبان بدن اطرافیانمون رو بشناسیم

 

هر روز و هر ثانیه، افراد اطراف ما     در حال تولید سیگنالی هستند.

 توانایی خواندن مردم، به توانایی دریافت این سیگنال توسط شما بستگی داره.

این توانایی شاید تخیلی به نظر بیاد. اما واقعیت اینه که با داشتن دانش مورد نیاز میتونی از فکر طرف مقابل مطلع بشی. این فرکانس، زبان بدن نام داره.

وقتی یه دختر از شما خوشش بیاد. بدن، به فرکانس مغز وصل میشه. هر چه این سیگنال و فرکانس رو بهتر تشخیص بدی. شانس بیشتری برای بدست آوردن دل آن دختر خواهی داشت.

این رفتار همه جا هست. مردم اطرافت همواره در حال تولید رفتارهای عجیب هستند. و جالب اینه که

با دیدن این رفتار، میفهمی که حتما یک مشکلی وجود داره. ولی نمیدونی چه مشکلی و برای چی.

اکثر مردم از زبان بدن خود آگاه نیستند.

 درک جزییات اون، میتونه شما را وارد دنیایی جدید بکنه.

باعث میشه چیزی که اکثر مردم نمیبینن رو ببینی. علم میگه که مغز و بدن با هم رابطه نزدیک دارند. به هم متصل هستند. در واقع مثل آینه همدیگه هستند.

دختری را که در مورد شب بیرون رفتن به مادرش دروغ می گوید را تصور کن. موقع حرف زدن، شاید سرش رو بخارونه یا سرفه کنه. و رفتار های عجیبی مثل اینها داشته باشه. این رفتار ها شاید مانند عوارض سرما خوردگی باشه. ولی با توجه به شرایط آن لحظه دختر، این رفتار ها نشان دهنده عدم صداقت این دختر با مادرش هست.

تاحالا دقت کردی چرا نمیتونی به والدینت دروغ بگی؟

چون اونا در مورد زبان بدن تو آگاه هستند و فرقشو سریع میفهمن. واسه اونا فهمیدن اینکه دروغ میگی یا نه

خیلی آسونه. چون اونا تغییرات ریز در رفتارت رو تشخیص میدن.

در ارتباطات بین انسان ها، کلام ، 7 درصد ارتباط و ارتباطات از طریق زبان بدن 93 درصد دیگر را تشکیل میدهد.

قسمت بزرگی از زبان بدن ، تُناژ و قدرت صدا است. از دقت کردن به تُن صدا ، میتونی از افکار ذهن، خبردار بشی. فقط با دقت و بررسی تُناژ صدا.

وقتی به صدای بقیه گوشی میدی ، شاید یکی بلند و یکی دیگه آروم صحبت کنه. ولی میان اونها، یکی با قدرتمند ترین صدا صحبت میکنه و مالک این صدا همون رهبر گروه خواهد بود.

این ساده ترین روش برای یافتن رهبر هر گروهی هست. قدرتمند صحبت کردن راه خوبی برای بدست آوردن مقام رهبری اطرافیان است. پس دفعه بعدی که رفتی بیرون ، اگاهانه به تُن صدای مردم گوش بده و دقت کن.

در اکثر موارد، صدای قدرتمند نشان دهنده شخصیت قوی و صدای ضعیف، نشان دهنده شخصیت ضعیف است. وقتی میخوای مردم رو بخوانی ، همیشه از جمع چند شواهد تصمیم بگیر. از یک نشانه تنها، نمیشه نظر خوبی داد.

میگن چشم دریچه ای به سوی روح است. این درست است.

 اماهمین رو هم میشه در مورد نحوه راه رفتن گفت. هر روز هر جا که هستی ، کلی آدم میبینی که دارن راه میرن. با 7 میلیارد آدم ، کمبود انسان برای بررسی این مورد نیست.

آدم معمولی بیشتر به کلام شما توجه میکنه تا به نحوه راه رفتن شما. ولی نحوه راه رفتن، واقعیت رو میگه.

استثنا هم وجود داره اما در اکثر موارد کسی که قدرتمند راه می رود احتمالا شخصیت قدرتمندی هم دارد. دفعه بعد که در جمع آدم ها بودی ، جداُ به نحوه راه رفتنشون دقت کن.

 اونموقع اون جزییاتی که بقیه نمیبینن رو میتونی ببینی.

با دقت به کلمات مردم، متوجه میشی که اکثر مردم به 2 دسته تقسیم می شوند.

1- شخصیت سر زنده و قوی

2- شخصیت منفعل و ضعیف

شخصیت های ضعیف معمولا با مسایل به صورت غیر مستقیم و منفعل برخورد میکنند. از کلماتی استفاده میکنند که نشان دهنده عدم کنترل اونا روی زندگیشون هست. و جوری وانمود میکنن انگار اتفاق ها همین جوری واسشون می افته.

معمولا شخصیت های ضعیف، مستقیم و شفاف صحبت نمی کنند. انگار همش دور مسائل میرقصند و در نهایت به نتیجه واحد نمیرسند.

اما شخصیت های قوی معمولا به صورت مستقیم صحبت می کنند. اونا در میان کلامشون کمتر مِن و مِن میکنند و با صدایی قدرتمند و رسا صحبت می کنند.

خیلی مهمه بدونین که مغز انسان خیلی قدرتمند هست. در موقع تفکر ، در ذهن فقط از اسم و فعل استفاده میشه. در واقع ، موقع حرف زدن، کلمات صفت هستند که باعث بروز شخصیت اصلی فرد می شوند.

قبل اینکه بتونین بقیه رو خوب بخونین، باید بدونید که تجربیات بچگی، ستون های اصلی شخصیت بزرگسالی را تشکیل می دهند.

متصدی فروشگاه و گارسون رستوران ، زندگی الانشون از عادت ها و رفتار هایی که در دوران بچگی یاد گرفتند و تجربه کرده اند، تشکیل می شود. در واقع تجربیات بچگی ما ، قسمت بزرگی از شخصیت آینده ما رو می سازه.

مگر اینکه به صورت آگاهانه در بزرگسالی این رفتار ها رو تغییر بدین. و تغییر بنیادی در رفتار و کرداد با افزایش سن ، معمولا سخت تر میشه.

به طور مثال بچه ای رو فرض کنید که در دوران رشد ، عدم اعتماد به نفس در او بوجود آمده باشه. و این موضوع در زبان بدن او آشکار باشه. همین شاید باعث بشه این بچه تا آخر عمرش، فقط با خانواده زندگی کنه. حتی اگر هم موفق بشه و از اونا جدا بشه ، عدم اعتماد به نفس او، در شکل های دیگه ای بروز میکنه. شاید از غریبه ها بترسه.

هر کسی در دوران بچگی ، خواسته ها، آرزو ها و توانایی هایی کسب میکنه. شاید کل عمرشو صرف رسیدن به این خواسته ها بکنه.

مثال بعدی در زبان بدن ، آخرین فرزند خانواده است که والدین همیشه توجه ویژه ای به او می کردند. در مراحل بعدی عمر اون بچه ، وقتی از خانواده جدا شد. راه های دیگه ای برای دست یابی به این توجه پیدا خواهد کرد. مثلا با لباس های خیلی چشم گیر یا مشارکت در فعالیت هایی که باعث میشه بقیه بهت توجه کنن.

بچه ای دیگه رو تصور کن که در مدرسه همیشه مسخره شده. چون بقیه باعث شدن این بچه احساس ضعیف بودن بکنه ، او در بزرگسالیش کار هایی خواهد کرد تا قوی و قدرتمند جلوه کنه.

این قضیه شاید در مورد اکثر بدن سازان خیلی عضلانی هم صدق بکنه.

با بررسی تجربیات دوران بچگی ، ما میتونیم شخصیت بزرگسالی او را درک کنیم. مخصوصا تجربیات دردناک و غمگین تاثیر بسیار زیادی در زبان بدن و کلام می گذارد.

حتی این که بچه چندم باشی هم میتونه شخصیت بزرگسالی را تا حدی تعریف کنه. ترتیب فرزندان خانواده به 4 تا تقسیم میشن:

1- بزرگترین فرزند

2- کوچکترین

3- بچه وسطی

4- تک فرزند

بچه بزرگ خانواده معمولا از توجه زیاد والدینش به کوچکترین فرزند، عصبانی و ناراحت میشه. که میتونه باعث تولید حسادت و عدم اعتماد به نفس بشه. و این رفتار ها رو میتوان خیلی سریع در زبان بدن آن بچه تشخیص داد.

کوچکترین فرزند معمولا با بزرگترین فرزند، برای بدست آوردن توجه والدین رقابت می کنه. این رقابت میتونه حتی تا آخر عمر ادامه داشته باشه.

کوچکترین فرزند معمولا بیشترین ریسک رو میکنه. چون در بچگی یاد گرفته اگه ریسک کنه به اون چیزی که میخواد میرسه. این خصوصیت وقتی به بزرگسالی منتقل بشه ، این قابلیت ریسک پذیری میتونه مفید یا مخرب بشه.

جالبه بدونین که خیلی از آدم های موفق دنیا ، آخرین فرزند خانواده بودن و ریسک زیاد کردن.

اما بچه وسطی، معمولا بیشترین ضربه رو میخوره. چون کمترین توجه به او میشه.

تک فرزند هم معمولا به اعتماد به نفس کاذب میرسه. خصوصیاتی مانند بد خلقی و بی اهمیتی به بقیه در زبان بدن او آشکار است. چیزی که در مورد تک فرزندان باید بدونین اینه که اونا بیشتر از بقیه به انتقاد حساس هستند. و اگه توسط والدین نُو نُو ررررر بزرگ بشن ، بزرگسال که میشن ، دنبال هر راهی میگردن تا مرکز توجه بشوند.

خیلی از رفتار ها، علایق، غذا ها و غیره ، از دوران بچگی ریشه میگیره. و با مراقبت های مناسب والدین می توان کلام و زبان بدن بچه ها رو تقویت کرد.

راه رفتن مردم چه جوریه؟

اگه سرشون پایینه، چشم تو چشم نمیشن و قدم های کوتاه بر میدارن. احتمالا شخصیت ضعیفی دارن

آدمی با شخصیت قوی و اعتماد به نفس بالا ، قدم های بلند تری بر میداره. انگار هر قدمش، یک دلیلی داره. انگار جای مهمی باید بره.

تُن صدا، نحوه قدم زدن و رفتار های خاص بدن یک فرد ،میتونه افکار و شخصیت اون فرد را برای شما آشکار کنه.

بله! زبان بدن به همین سادگی است. شما با رعایت چند نکته ساده و دقت به رفتار و کردار اطرافیان، خیلی زود میتونین با زبان بدن خیلی ها آشنا بشین. جالبه بدونین که، هر چه یک انسان نسبت به زبان بدن و رفتار های خودش نا آگاه باشه، زودتر میشه شناختش.

ما باید زبان بدن را جدی بگیریم و نسبت به اون آگاهی پیدا کنیم.

راه دیگری هم برای پی بردن از افکار مردم هست. اون هم " زبان و کلام " هست. هر روز میلیارد ها کلمه گفته میشه اما در کل، به هر کدومشون(به صورت تکی) توجه کمی میشه. برای باز کردن قفل ذهن مردم به "کلمات کلیدی" که میگن دقت کن. اکثر مردم اینا رو نمیبینن. کلمات هم مثل زبان بدن ، باعث میشه شخصیت مردم کم و بیش آشکار بشه.

شما میتونین قسمت اول زبان بدن را اینجا پیدا کنین.

کسی رو تصور کن که بعد هر جمله ، از عبارت " فکر کنم" یا "گمان کنم" استفاده میکنه. این عبارت معمولا نشان دهنده شک و تردید و شخصیت ضعیف اون فرد است. افرادی با شخصیت های ضعیف، معمولا از این عبارت ها استفاده می کنن. مثل عبارت "من نمیدونم" .

 

و با دانستن این واقعیت ، میتونین خودتونو بیشتر بشناسین.

و همین طور میتونی ذهن و زبان بدن بقیه رو بهتر بخوانی

منبع: ایران محتوا

 

 


چطوری انگلیسی رو راحت و روان صحبت کنیم؟

خب چند وقته که دارین زبان می خونین؟ با اینکه واقعا تلاش می کنین و یاد میگیرین تا حالا شده حس کنین که نمی تونین روان و سلیس انگلیسی حرف بزنین. یه عالمه گرامر و لغت تمرین می کنین ولی وقت حرف زدن که میشه کم میارین؟ امروز قراره باهم تکنیک هایی رو یاد بگیریم تا این شرایط رو عوض کنیم و بتونیم انگلیسی رو روان، سلیس و راحت صحبت کنیم.

روان یا سلیس صحبت کردن یعنی چی؟

روان صحبت کردن یا شیوایی کلام برای هر کسی یه معنی میده. بعضی ها ممکنه بگن فلانی روان صحبت می کنه چون کلا زبانش خوبه، یا زبانش در حد کار راه بندازه. اما روان حرف زدن یکمی تخصصی تر تعریف میشه. این روان بودن یا سلیس بودن صحبت کردن به زبان انگلیسی یعنی به صورت یکنواخت و بدون تامل یا قطع کردن های زیاد صحبت کردن.

ستون های سلاست یا فصاحت

روان صحبت کردن دو ستون اصلی داره.

ستون اول روان بودن فیزیکی هست. زبان و دهان ما باید بتونه بصورت یکنواخت، با سرعت مناسب و بدون گیر داشتن آواها و صداهای انگلیسی رو تولید کنه.

ستون دوم شیوایی در کلام به صورت ذهنی هست. مغز ما باید بتونه کلامات مناسب رو به خاطر بیاره و جملات انگلیسی رو با سرعت مناسب و با روش درست بسازه. برای تکنیک های باهوش تر شدن و تمرین دادن مغزتون، حتما این پست رو ببینین.

برای اینکه سلیس تر و روان تر حرف بزنین باید روی هر دو ستون کار کنین، هم فیزیکی و هم ذهنی.

انگلیسی حرف بزنین.

قانون بیخودی به نظر میرسه؟ اگر قرار بود حرف بزنیم که دیگه این مطلب نیاز نداشتیم. اما اجازه ندین ساده بودن این قانون گولتون بزنه. این قانون میگه از هر موقعیتی برای حرف زدن به زبان انگلیسی استفاده کنین.

راه های مختلفی برای تمرین حرف زدن روان به زبان انگلیسی وجود داره اما همه اون ها زیر مجموعه قانون اول هستن. شما نباید هیچ موقعیتی رو برای حرف زدن از دست بدی. بهترین تمرین اینه که تمرین کنی اونم تو شرایط مختلف. حرف زدن هم که خرجی نداره. پس برای بهتر شدن سلاست و فصاحت زبانتون، ازش استفاده کنین.

برای بهتر شدن تو هر چیزی باید بپرین وسطش و خودتون رو درگیرش کنین. اگر می خواین باهوش تر بشین، قدرت مغز و حافظه قوی تری داشته باشین، برین تمرین حافظه کنین (یه سری تکنیک و نکات ساده براتون اینجا داریم). زبان انگلیسی هم از این مستثنی نیست.

با مردم انگلیسی حرف بزنین و مدام گفتگوهای مختلف رو تو این زبان تجربه کنین. این مهمترین و تاثیرگذارترین کاریه که می تونین برای روان تر صحبت کردن انگلیسی بکنین. کتاب خوندن، قدرت خوانایی شما رو می بره بالا، تمرین شندین هم شنیدار شما رو قوی می کنه. پس صحبت کردن چی؟ هیچ چیز به جز صحبت کردن، صحبت کردنتون رو تقویت نمی کنه.

صحبت کردن به زبان انگلیسی یه عنوان آکادمیک و تحصیلی نیست، یه تواناییه، یه هنره. مثل یادگرفتن یه چیزی از روی مطالعه نیست، بیشتر شبیه یادگرفتن یه ورزش یا موسیقی یادگرفتنه.

برای پیشرفت باید به طور مدام تمرین کنین.

می پرسین چند وقت یکبار؟ هرچقدر میتونین رو در نظر بگیرین بعدش دو برابر کنین. شوخی کردم. در کل هیچ چیزی به عنوان زیادی تمرین کردن حرف زدن به انگلیسی وجود نداره اما حداقل سه تا چهار ساعت در هفته شما باید در حال حرف زدن باشید. خودتون رو با تعداد ساعت هایی که تو کلاس زبان صرف می کنید و گول نزنید. گفتم 3 تا 4 ساعت حرف بزنید.

چطوری میشه به این مقدار تمرین در یادگیری مکالمه زبان انگلیسی رسید:

1.     یکیش همون کلاس زبانه

2.     با انگلیسی زبان هایی که تو شهر یا شرکت یا دوستاتون دارین حرف بزنین

3.     عضو گروه ها و برنامه هایی که در اونها انگلیسی استفاده میشه یا کلا به زبان انگلیسی هستن بشین

4.     تو اینترنت دوستای زبان انگلیسی پیدا کنین و باهاشون چت کنین

5.     دوره زبان در خارج از کشور بگذرونین (کی میتونه با وضع پولمون؟؟؟)

6.     و یه عالمه روش های دیگه

حتما بخوانید: چگونه به انگلیسی فکر کنیم؟

ما هم بزودی گروه های طبیعت گردی و تهران گردی به زبان انگلیسی خواهیم گذاشت که میتونین همراه ما بشین و زبان تمرین کنین.

یه نکته مهم اینجا اینه که قرار نیست در این کارهایی که می کنین یا گروه هایی که عضو میشین تمام تمرکزتون روی یادگیری زبان باشه. هر چیزی که باعث بشه شما با انگلیسی حرف بزنین، چه کلاس یادگیری زبان باشه چه قدم زدن تو پارک و حرف زدن به انگلیسی، حتی جک گفتن یا آواز خوندن به زبان انگلیسی کاملا روی صحبت کردن شما تاثیرگذاره.

به فشار و سختی عادت کنین.

حالا بیاین یه سری از بهونه هایی که همین الان تو ذهنوتون داره میاد رو با هم بررسی کنیم.

7.     من کسی رو ندارم باهاش حرف بزنم

8.     من خجالتی هستم

9.     بابا سخته

آره سخته، حرف زدن به یه زبان دیگه سخته. موقعیت هایی که تو زبان مادری و شیرین پارسی مثل آب خوردنه، تو انگلسی میتونه سخت باشه. و خدا نکنه اون موقعیت طوری باشه که فارسی حرف زدن هم توش سخت باشه، دیگه تو یه زبان دیگه تقریبا غیر ممکنه.

حتما بخوانید: موبایل و اعتیاد به گوشی چه تاثیری روی بدن و مغز میگذاره؟

آره رویا پردازی برای اون لحظه ای که دیگه حرف زدن به انگلیسی مثل گلابی میشه آسونه، اما این اتفاق نمیوفته مگه اینکه کلا شما تو یه کشور و با فرهنگ اونها زندگی کنین.

حتی اونهایی که کارشون زبان های دیگه است، حتی معلم های زبان انگلیسی و درگر زبان ها که زبان مادریشون انگلیسی نیست هم میتونه یه وقتهایی براشون سخت باشه.

چرا دارم اینارو میگم؟ نمی خوام بترسین یا انگیزتون رو از دست بدین. اتفاقا اگر سادگی این قضیه رو متوجه بشین که تنها راه حرف زدن به زبان انگلیسی، حرف زدن به زبان انگلیسی هست، من به چیزی که میخوام رسیدم.

حرف زدن به انگلیسی می تونه سخت باشه، ترسناک باشه و باعث بشه احساس خجالت و شرمندگی به سراغتون بیاد. اما قرار نیست این باعث توقف شما بشه. باز هم میتونین تمرین کنین، ارتباط برقرار کنین و پیشرفت داشته باشین.

جادویی برای اینکه این حس سخت بودن رو از بین ببره نیست. همینه که هست!!! بپذیر!!!

با خودت فکر نکن چون ترسناکه و ممکنه سوتی بدم و ضایع بشم پس به انگلیسی حرف نمی زنم.

انجامش بده. حرف بزن و پذیرای این حقیقت هم باش که ممکنه بعضی وقت ها حس سختی و ناراحتی هم داشته باشه. بهت قول میدم با تمرین بیشتر این دفعات خیلی کمتر میشن و دیگه اینقدر ترسناک نخواهند بود.

حالا وقت تکنیک های افزایش سرعت و روان بودن حرف زدن به انگلیسیه.

خواندن سریع

1.     یه متن انگلیسی پیدا کن. میتونه از هرجایی باشه، یه کتاب مدرسه یا داستان، روزنامه، اینترنت، هر جایی.

 

اون متن باید برات تقریبا آسون باشه، یعنی خیلی کلمات جدید که بلد نیستی توش نباشه. پس متنی که خیلی بالاتر از سطح کنونی زبانتون هست انتخاب کنین.

2.     حالا در حالا که یه تایمر دارین، تایمر بزنین و شروع کنین به بلند بلند خوندن متن.

3.     دوباره مرحله دو رو انجام بدین، و سعی کنین رکورد قبلی رو بشکنین

4.     دوباره و دوباره، ببینین چقدر سریع می تونین همون متن رو بخونین.

چه کاریه؟ پس حرف زدن چی میشه؟

یادتونه گفتن یکی از ستون های اصلی روانی و سلیسی زبان انگلیسی در دهان و زبان شماست. دهان باید بتونه صداها و کلمات انگلیسی رو سریع و یکنواخت تولید کنه. خواندن سریع به قویتر شدن این ستون شیوایی کلامتون کمک می کنه.

این روش عالیه، چون هرجا و هر زمان و به هر مقداری که بخواهین و بتونین میشه ازش استفاده کرد.

آواز خوندن

قرار نیست برین تو برنامه استیج انگلیسی بخونین، نه. البته اگه رفتین کدتون رو بگین ما بهتون رای بدیم.

1.     یه شعر و آهنگ به زبان انگلیسی که دوست دارین رو انتخاب کنین.

2.     تو اینترنت متن شعرش رو پیدا کنین.

کاری نداره اسم آهنگ رو بذارین و بعدشم بنویسین متن آهنگ یا Lyrics

3.     آهنگ رو بذارین و از روی متن آهنگ همراه خواننده شروع کنین به خوندن.

4.     تکرار و تکرار

5.     اولش آهنگ های آروم تر بعد کم کم آهنگ هایی با سرعت بیشتر انتخاب کنین. خودتون به چالش بکشین.

این تمرین هم به ستون فیزیکی سلاست در زبان انگلیسی شما کمک میکنه.

روزی یه آهنگ چطوره؟ بهتون قول میدم به زودی تغییر تو خودتون حس می کنید. آماده شروع.

زبان رو به صورت تکه تکه یاد بگیرین

برای اینکه بفهمیم تکه تکه یاد گرفتن یعنی چی با یه سوال شروع می کنم. چطوری لغت ها رو یاد میگیرین؟ من اکثرا می بینم مردم اینطوری لغت یاد میگیرن

هم اکنون = already

بزرگ = big

زندگی = life

کلمه = word

کلمه رو به انگلیسی مینویسن و ترجمه اون رو هم به زبان فارسی کنارش می نویسن، بعد تلاش می کنن اون هارو حفظ کنن.

حالا این چه ربطی به سلاست داره؟

یادگرفتن زبان با این روش، مغز مجبور میکنه که زبان رو به صورت غیر طبیعی و خیلی پیچیده یاد بگیره.

اولا که هر لغت رو جدا جدا دارین حفظ میکنین. اما وقت حرف زدن به کلمات به صورت جدا احتیاج ندارین، کنار هم اومدن درست اونها جملات مورد نیاز شما رو میسازه.

دوما با این کار دارین انگلیسی رو از طریق فارسی یاد میگیرین. حرف زدن به انگلیسی رو یاد نمی گیرین بلکه تلاش می کنین تو ذهنتون انگلیسی رو به فارسی ترجمه کنید.

چند نفر از شما این مسئله رو تا حالا داشتین؟ یه جمله تو ذهنتونه به فارسی که میخواین به اینگلیسی بگین، هر کلمه تو جمله رو به انگلیسی ترجمه میکنین. اگر که ترجمه یکی رو ندونین یا یادتون نیاد گیر میکنین. بعد ناراحت میشین و ممکنه بکشین کنار.

اگر میخواین انگلیسی رو روان صحبت کنید باید از این عادت غلط دست بکشید. این روش فکر کردن و حرف زدن همیشه آهسته و خسته کننده اس. همیشه اینطوری خواهد بود چون کارهایی زیادی رو میخواهید همزمان انجام بدین.

دارین نکات، کلمات و مفاهیم مختلف رو تو دو زبان مختلف به یاد میارین. این کار هر کسی رو به زانو در میاره.

خب راهش چیه؟

یاتون گفتیم برای سریع و راحت حرف زدن به جمله احتیاج دارین نه کلمات تنها. پس زبان رو با جملات و گزاره ها یاد بگیرین به جای کلمات.

مثلا فرض کنین یکی ازتون می پرسه : " What are you doing this weekend? "

سه تا جواب اینجاس

 جواب یک I’m going to see some old friends.

 جواب دو I’m thinking of going for a bike ride.

 جواب سه I might do some odd jobs around the house.

حالا جملات خودتون رو بسازین.

 ساختار اول I’m going to ……..

ساختار دوم I’m thinking of ……..

ساختار سوم I might ……...

برای هر کدوم دو سه تا جمله مختلف بسازین. حالا وقتی کسی این سوال از شما بپرسه، اگر تکه تکه زبان به خاطر سپرده باشین، فقط دو تا چیز باید یادتون بیاد.

دو قسمت مثل این I’m going to + see some old friends / have dinner with my family / watch some old movies

این طوری پاسخ دادن به چنین سوالاتی به صورت روان آسون میشه. ولی اگر جمله رو فارسی تو ذهنتون مجسم کنین و هر کلمه رو به انگلیسی ترجمه کنین، خیلی کار دشوار میشه. به جای دو تا چیز، باید خیلی چیز ها یادتون بیاد.

لغات رو هم همینطوری یاد بگیرین.

یه مثال دیگه

 جمله I went for a walk yesterday.

پایه اصلی جمله رو نگه دارین و قسمت های مختلفش عوض کنین.

که میشه این جمله I ….. yesterday.

حالا دو سه تا جمله بسازین.

مثل این I took an exam yesterday.

یا این I was lazy all day yesterday.

 یا این I cooked a spicy curry yesterday.

خب پس جملات و گزاره هارو به حافظه بسپرین. برای تمرینات روزمره حافظه و داشتن یه ذهن و حافظه قوی تر به این جا یه سر بزنید.

اگه لغت ها رو هم اینطوری یاد بگیرین خیلی آسون تره، چون دیگه نیاز نیست هر کلمه رو به تنهایی و به زبان فارسی یاد بگیرین و در نهایت مجبور به ترجمه تو ذهنتون بشین. بلکه جمله هارو یادتون میاد.

خب حالا برین و تمرین کنین. انگلیسی حرف بزنین و روی شیوایی کلام و روان حرف زدنتون کار کنین. یادتون باشه که یادگیری مکالمه زبان انگلیسی پروسه مهم و زمان بری است

 

منبع: وب سایت ایران محتوا